قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3191
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و چهل و ششم از رحلت خير البشر « 1 » از جملهء وقايع اين سال قتل سليمانشاه بن سلطان محمّد بن سلطان ملكشاه سلجوقى بود . و باعث بر قتل او آن بود كه چون وى بر سرير سلطنت عراق قرار گرفت ، هميشه با مسخرهها صحبت مىداشت و شراب مىخورد و امرا را اهانت و آزار بسيار مىكرد و مهمات ملكى خود را به شرف الدّين گردبازو واگذاشته مطلقا به هيچ مهم التفات نمىنمود . بنابراين ، جميع امرا از وى متنفّر شده به ديوان نمىآمدند و همه از وى شكايت داشتند . روزى در بيرون همدان شراب مىخورد و مسخره بسيار نزد وى جمع شده بودند . چون شكايت و تنفّر امرا و سپاه از حدّ گذشته بود ، شرف الدّين گردبازو به آنجا رفته بنياد نصيحت وى نمود . خدّام ايشان در عين مستى مسخرهها را به فرمودهء او با شرف الدّين شروع در طرفگى كرده كار به جايى رسانيدند كه يكى از آن مسخرهها در مجلس برهنه شده ذكر خود را به شرف الدّين نمود و گفت : « هر نصيحتى و پندى كه دارى اين را بگو ، كه منشأ جميع فتنه است . » القصّه ، شرف الدّين بسيار آزرده از آن مجلس بيرون رفت . چون سليمانشاه از مستى به هوش آمد ، دانست كه قباحت كرده . كس پيش شرف الدّين فرستاده او را طلب داشت . چون شرف الدّين حاضر شد از حركات ناشايستهء خود معذرت خواست و اظهار پشيمانى و ندامت بسيار نمود . و شرف الدّين نيز در مقابل اظهار اخلاص و بندگى كرد . امّا در خاطر بسيار آزرده بود و با امراى شاكى همداستان شد . و چون سليمانشاه دانست كه شرف الدّين از ته خاطر با او صاف نمىشود ، پنهانى كس پيش امير اينانج ، والى رى ، فرستاده او را طلب داشت كه مهمات
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .